RSS
 

بایگانی برای آذر, ۱۳۸۸

اگر دخترا سرباز بشن

۲۸ آذر

sarbaz4554صبحگاه:
فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)
کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن

ساعت ۱۰ صبح همه بیدار میشوند…
سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی

خواندن ادامه این مطلب »

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته طنزنوشته ها

 

مکالمه رادیویی فوریت‌های دریایی با ناو امریکایی

۲۸ آذر

مکالمه رادیویی زیر در تاریخ ۱۶ اکتبر ۱۹۹۷ توسط کانال ۱۰۶ فرکانس فوریت‌های دریایی منطقه فینیستر واقع در سواحل گالیسیا در شمال غربی اسپانیا میان امریکایی ها و گالیسیایی‌ها ضبط شده و واقعی‌ می‌‌باشد:

گالیسیایی: از A۸۵۳ با شما صحبت می‌کنم. لطفا برای اجتناب از تصادم با ما مسیر خود را ۱۵ درجه به جنوب تغییر دهید… مستقیما به سوی ما در حرکت هستید. فاصله ۲۵ مایل دریایی.

امریکایی: توصیه می‌‌شود مسیر خود را ۱۵ درجه به شمال تغییر دهید تا از تصادم جلوگیری شود.

گالیسیایی: خیر. تکرار می‌‌کنم که برای اجتناب از تصادم مسیر خود را ۱۵ درجه به جنوب منحرف کنید.

خواندن ادامه این مطلب »

 

تقاضای مرخصی همسر

۲۵ آذر

می گویند در دوران قبل که پاسگاه های ژاندارمری در مناطق مرزی و روستایی و دور از شهرها وجود داشته و اکثرا ماموران مستقر در آنها از نقاط دیگر برای خدمت منتقل می شدند باید مدت زیادی را دور از اقوام و بستگان سپری می کردند. کما اینکه سفر و رفت و آمد به سهولت فعلی نبوده. شاید بعضی مواقع حتی در طول سال هم امکانی برای مسافرت ماموران به شهر موطن خود پیش نمی آمد و به همین خاطر تعداد معدودی خانه سازمانی در اختیار فرمانده پاسگاه و برخی ماموران دیگر قرار می گرفت.

خواندن ادامه این مطلب »

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته نوشته های ادبی

 

روش های ضایع کردن سوژه مورد نظر در جلوی عموم

۲۲ آذر

کلیه مطالب این پست کاملا جنبه شوخی و طنز داشته و اجرای آن توصیه نمیشود !

۱- با عصبانیت برین جلوش و تو چشاش زل بزنین و بگین چیه به من خیره شدی؟ چیزی می خوای؟

به غیر از من کس دیگه هم اینجا هست که بتونی نگاش کنی .
همش خیره شدی به من که چی بشه ؟
حالا اینا به کنار ، چرا چشمک می زنی؟
چرا آبرو هاتو واسه من بالا و پایین می کنی؟ خجالت بکش ، شرم کن.
نکنه در موردم
فکر و خیال کنی من زن دارم و زنم رو هم دوست دارم
و قصد ازدواج مجدد هم ندارم . چه معنی داره یه دختر
به یه پسر چشمک بزنه.:cool:

خواندن ادامه این مطلب »

 
۱ دیدگاه

نوشته شده در دسته نوشته های ادبی

 

سرآغاز

۲۰ آذر

بسم الله الرحمن الرحیم.تا امروز فکر کنم ۵،۶ سالی میشه که با اینترنت آشنا شدم،از روم های یاهو که تووش بچه های شمال و جنوب تهران اتاق های دوستانه ایجاد میکردن،تا وبلاگ نویسی و ایمیل و در نهایت وبسایت؛تا الان فکر کنم حدود ۸ تا وبلاگ داشتم که تووش پراز مطالب گوناگون هست و هر کدوم واسم یه خاطرست،خاطره هایی که نمیدونم از کجا شروع شد و برای چی بود.

اولین وبلاگی که داشتم،اسمش یادم نمیاد فقط میدونم توو پرشین بلاگ ساختم،بعد رفتم سراغ بلاگفا،چند سالی توو بلاگفا وبلاگ داشتم تا اینکه از مهین بلاگ سردرآوردم؛ولی درنهایت به همون بلاگفا برگشتم.قطعی های مکرر وبلاگم خستم کرده بود که تصمیم گرفتم سایت شخصی ایجاد کنم.از www.nnc.ir شروع شدو… به www.pcpaper.ir و www.pcpaper.net و www.amirreza.us رسیدمو نفهمیدم که چطور شد دیدم آدرس سایتم www.amir360.com شد و بعد www.amir360.net و در نهایت به www.amirreza.net ختم به خیر شد!

امیدوارم این آدرس برام ماندگار باشه.

 
۱ دیدگاه

نوشته شده در دسته خودمونی, دست نوشته ها