RSS
 

بایگانی ‘نوشته های ادبی’ دسته ها

غلط املایی

۰۴ تیر

معلم آن سالها با شلنگ میزد…
میگفت پنج تا غلط املایی و ده تا شلنگ…
دستانم که کرخ میشد جراتم میمرد…تا بگویم..مهم نیست که بنویسی قربت یا غربت…بچه بودم..
امروز هم میگویم…
مهم نیست که بنویسم قربت یا غربت ،که این نزدیکی هااین همه دوستی ها غربت است…
تو می زدی و نمیدانستی روزی هرچه بنویسیم را هر چه بخواهند می خوانند…
قلم خوانده میشود،سلاح
رفاقت خوانده میشود..ریا
شک میشود..گناه
نمره ی من چند است معلم؟با تک ماده هم کاری نمی شودکرد…
مردود میشوم و میفهمم درد شلنگ هایت را احساس نمیکنم….
شک میکنم …
دلم میخواهد به کوچه ی پشت امام زاده صالح بروم-در پاییزی نمناک غروب-سیگارم را بکشم…
امروز همه ی کودکانِ پدران و مادران ِ نسل من-دهه ی شصت…
دیکته هاشان بی غلط املایی است
غربت غربت و قربت قربت

Abbas Yousefian

 
۷ دیدگاه

نوشته شده در دسته دوستان, نوشته های ادبی

 

امشب گریه میکنم

۱۵ خرداد

امشب گریه میکنم …
گریه میکنم برا تو
برای خودم
برای تموم اونایی که خواستن گریه کنن نتونستن …
برا ی تمام اون چیزی که خواستی ونبودم

خواندن ادامه این مطلب »

 
۱ دیدگاه

نوشته شده در دسته نوشته های ادبی

 

لی لی زیر درخت انار

۰۶ اسفند

لی لی

لی لی زیر درخت انار نشست .

درخت انار عاشق شد ، گل داد ، سرخ سرخ .

گلها انار شد ،داغ داغ . هر اناری هزار تا دانه داشت .

دانه ها عاشق بودند ، دانه ها توی انار جا نمی شدند .

انار کوچک بود . دانه ها ترکیدند . انار ترک برداشت .خون انار روی دست لی لی چکید .

لی لی انار ترک خورده را از شاخه چید . مجنون به لیلی اش رسید .

خدا گفت : راز رسیدن فقط همین بود .

کافی است انار دلت ترک بخورد .

 

زبان حال اسفندیار؛من معتقدم که عاشقی بد دردی ست!…

۰۵ بهمن

مشاییاسلام شناسم ، به خودم می بالم
تا کور شود هرآنکه نتواند دید
اما چه کنم به هرکه گفتم این را
حیران شده و به ریش بنده خندید

البته به قول دلبر جانی من
فیلسوف تر از بنده در این عالم نیست
گل گفته اگر چه یک کمی شُل گفته
من معتقدم که عاشقی بد دردی ست!

خواندن ادامه این مطلب »

 

کاریکلماتور

۰۵ بهمن

۱_ بعضی ها را از سر راه بر می دارند و بعضی ها را سر راه می گذارند.

۲_ همه چیز بر وفق مراد مراد است و بعضی ها سوار بر خر مراد.

۳_ شاید زیباترین منحنی دنیا ، لبخند باشد.

۴_ شیرین ، زندگی تلخی را برای فرهاد رقم زد.

۵_ بعضی ها برای رسیدن به داد ، بیداد می کنند.

خواندن ادامه این مطلب »

 

سوال؟

۰۵ بهمن

۱سوال- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟
۲- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس‌هایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟
۳- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟
۴- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می‌کردی
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟
۵- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی
خواندن ادامه این مطلب »

 

شکست با شکوه

۰۵ بهمن
  • شکست با شکوه

شکستپشت این صدا یه مُرده س

یه پلنگ زخم خورده

یه غرور رو سفیدی

که به شب تن نسپرده

پشت این صدا یه مَرده

خواندن ادامه این مطلب »

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته نوشته های ادبی

 

کاهن را دوست بدار!

۰۵ بهمن

کاهن معبدروزی پسر بچه ای نزد شیوانا آمد و گفت: مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد، خواهر کوچکم را قربانی کند، لطفا خواهر بیگناهم را نجات دهید.
شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دختر خردسالش را بسته و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد.
جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودندو کاهن معبد نیز با غرور و خونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود. شیوانا به سراغ زن رفت و دید که زن به شدت دخترش را دوست دارد و چندین بار او را در آغوش می گیرد و می بوسد، اما در عین حال می خواهد کودکش را بکشد. ..
خواندن ادامه این مطلب »

 

دانشجو شناسی درختی!

۰۴ بهمن

دانشجودر آستانه روز دانشجو و حتی تا بعد از این روز تاریخی (لااقل امسال که هست!) خیلی خوب است که آدم در مورد دانشجو بنویسد. با این حال آدم باید حواسش باشد که با نوشتن درباره دانشجو (که حتما باید “سیاسی باشد”) یک وقت خدای ناکرده آب به آسیاب دشمن نریزد که بعدا “برادران” مجبور شوند آدم را ببرند به جرم اغتشاش و آشوب و ترافیک به یک جایی و یکی از پره های همان آسیاب را بکنند توی آستینش یا بدتر از اینش! این است که ما ضمن انجام رسالت قلم خود سعی کرده ایم این مطلب در باب دانشجوشناسی را طوری تنظیم کنیم که نه سیخ بسوزد و نه کباب؛ به خصوص سیخ مربوطه که شوخی هم حالی اش نمی شود! از این روعنصر اصلی در این تحلیل درخت و لبخند است که هر دو در دانشگاهها کارکرد ویژه‌ای دارند. شما بعد از استعمال این طنز خواهید فهمید که درخت چقدر برای ما فایده دارد و همین یعنی دانشگاه‌شناسی. می‌گویید نه؟ خوب بگویید. ما نه تنها به نه گفتن شما کاری نداریم، بلکه اصلا به نه گفتن شما کاری نداریم. ما به عناصری چون سیخ و میخ و آسیاب و نوشابه و این چیزها فکر می کنیم و کار خودمان را می‌کنیم.

چگونه؟

خواندن ادامه این مطلب »

 

فراری دادن موش از خوابگاه

۰۴ بهمن

موشبا توجه به اینکه اخیرا در برخی از خانه ‏های دانشجویی موش مشاهده شده است و موجبات سلب آسایش و آرامش و گاها رعب و وحشت دانشجویان عزیز را فراهم کرده است ، بدینوسیله نتیجه مطالعات و تحقیقات انجام شده جهت مقابله با موش به شرح زیر اعلام می‏گردد. به محض مشاهده موش در اتاق ، یکی از اقدامات زیر را انجام دهید:

۱- روش کاملا دانشجویی : پس از هماهنگی با هم اتاقی‏هایتان با کشیدن یک جیغ بلند، دسته جمعی در را بازکرده از اتاق خارج شوید و دیگر هرگز به آن اتاق بازنگردید.

۲- روش سرخپوستی : مقداری وسایل قابل اشتعال وسط اتاق جمع کرده، آتش بزنید تا موش با دود آن خفه شود . سپس موارد بند (۱) را انجام دهید

خواندن ادامه این مطلب »