فقط میدانم که بین دوستان نزدیکش به دو جنسه معروف است. با او در یک کافیشاپ در خیابان گاندی قرار میگذارم. چون مطالبم را در روزنامه میخواند، اعتماد میکند و میگوید که حتما میآید. قول میدهم از او عکس نگیرم..
بایگانی ‘طنزنوشته ها’ دسته ها
از وبلاگ یک دختر
حرامزاده کسیست که شما و دوستپسرتان را در پارک و درحین خوردن پاستیل نوشابهای میگیرد و با آن بیسیم مسقرهش درخواست وَن برای انتقال مجرمین میکند.
نه نه اشتباه نکنید، نمود حرامزادگیش وقتیست که هرچه پول دارید به عنوان شیرینی(!) از شما میگیرد و آزادتان میکند.
کنکور متاهلین!
۱٫شما بعنوان مرد خانواده ، چقدر عیالتان را دوست دارید؟
الف) به اندازه تعداد سکه های مهریهاش
ب) به اندازه تعداد قطعات جهیزیهاش
ج) به اندازه تعداد صفر های جلوی مبلغ موجودی حساب بانکیاش
د) به اندازه تمام ستاره های آسمان در روز!
دلیل قانع کننده
مرد میانسالی وارد فروشگاه اتومبیل شد. BMW آخرین مدلی را دیده و پسندیده بود. وجه را پرداخت و سوار بر اتومبیل تندروی خود شد و از فروشگاه بیرون آمد.
قدری راند و از شتاب اتومبیل لذت برد. وارد بزرگراه شد و قدری بر سرعت اتومبیل افزود. کروکی اتومبیل را پایین داد تا باد به صورتش بخورد و لذّت بیشتری ببرد. چند شاخ مو بر بالای سرش در تب و تاب بود و با حرکت باد به این سوی و آن سوی میرفت. پای را بر پدال گاز فشرد و اتومبیل گویی پرندهای بود رها شده از قفس. سرعت به ۱۶۰ کیلومتر در ساعت رسید.
مرد به اوج هیجان رسیده بود. نگاهی به آینه انداخت. دید اتومبیل پلیس به سرعت در پی او میآید و چراغ گردانش را روشن کرده و صدای آژیرش را نیز به اوج فلک رسانده است. مرد اندکی مردد ماند که از سرعت بکاهد یا فرار را بر قرار ترجیح دهد.
مصاحبه شغلی
در پایان مصاحبه شغلی برای استخدام در شرکتی، مدیر منابع انسانی شرکت از مهندس جوان صفر کیلومتر ام آی تی پرسید: «برای شروع کار، حقوق مورد انتظار شما چیست؟» مهندس گفت: «حدود ۷۵۰۰۰ دلار در سال، بسته به اینکه چه مزایایی داده شود.» مدیر منابع انسانی گفت: «خوب، نظر شما درباره ۵ هفته تعطیلی، ۱۴ روز تعطیلی با حقوق، بیمه کامل درمانی و حقوق بازنشستگی ویژه و خودروی شیک و مدل بالا چیست؟» مهندس جوان از جا پرید و با تعجب پرسید: «شوخی میکنید؟» مدیر منابع انسانی گفت: «بله، اما یادت باشه اول تو شروع کردی!»
ما داریم… با میلیون… می آییم!
تا پیش از این مسئولان ارشد اجرایی در امور جاری یا وعده کاری را می دادند و یا میگفتند در حال انجام است. بعضی وقتها هم خبر از انجام کار را می دادند که البته نادر بود اما در هر صورت پیشبینی به عهده کارشناسان و منتقدان و تحلیلگران بود که خارج از آن امور اجرایی بودند و صرفا میتوانستند روی موضوعی فکر و تحلیل و پیشبینی کنند.
اخیرا رئیس دولت به عنوان فرد اول اجرایی مملکت در خصوص مسالهای که ابتکار خود اوست و انجامش هم در کاملا در حیطه اختیارات اوست «پیشبینی» هم میکند. خبرگزاری فارس گزارش داده آقای احمدینژاد در جمع مردم ارومیه با بیان اینکه دولت پیشبینی کرده از اول سال ۸۹ هر فرزندی که در ایران بدنیا میآید برای او حسابی افتتاح کند که یک میلیون موجودی دارد، گفته است: هدفمان از افتتاح این حساب از ابتدای سال ۸۹ تامین آینده فرزندانمان است. وی افزوده: یک حسابی در صندوقی بنام صندوق آتیه باز میشود که یک حساب سرمایهگذاری است و هر سال سود سرمایهگذاری به آن اضافه میشود. بنا به همین گزارش خوشمزه رئیس دولت با بیان اینکه در مرحله اول دولت یک میلیون تومان در این حسابها هدیه خواهد کرد، تصریح کردهاست: هرساله نیز ۱۰۰ هزار تومان دولت به این حساب اضافه میکند و از خانوادهها نیز خواهشمندیم حداقل ۲۰ هزار تومان ماهانه به این حساب اضافه کنند تا وقتی این نوزادان به جوان تبدیل شدند صندوق آتیه ۱۲۰ میلیون تومان برای اشتغال، ازدواج و مسکنشان در اختیارشان قرار دهد.
کمر درد ناموسی
یه روز صبح یه مریض به دکتر جراح مراجعه میکنه و از کمر درد شدید شکایت میکنه .
دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه : خب، بگو ببینم واسه چی کمر درد گرفتی؟
مریض پاسخ میده: «من برای یک کلوپ شبانه کار میکنم. امروز صبح زودتر به خونه ام رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم! وقتی وارد اتاق شدم، فهمیدم که یکی با همسرم بوده!!
دربالکن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالکن، ولی کسی را اونجا ندیدم. وقتی پایین را نگاه کردم،
یه مرد را دیدم که میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید.»
چگونه فیلم ضد تهاجم فرهنگی بسازیم؟
مواد لازم: یک دختر خارجی بور خوش قد و بالا و با کمالات ، مادر شوهر یک عدد، خواهر شوهر به مقدار لازم، یک جلد دیوان حافظ، آش رشته و شله زرد، یک باب خانه دارای حوض و گل و بلبل، یک عدد هنرپیشه مرد ایرانی معروف، عمه و خاله و دختر خاله و سایر فک و فامیل مونث شوهر جهت تزیین
در اینجا چارچوب کلی فیلمنامه را به صورت خوداموز گام به گام ارائه می کنیم. البته از روی این مدل می توانید بیشتر از ششصد بار فیلم بسازید بدون اینکه بیینده احساس کند داستان تکراری است. کافی است خلاقیت داشته باشید و مثلا اگر اسم دختر موبور در فیلم قبلی ژانت بوده این بار شما اسمش را بگذارید ژولیت تا فیلم شما متفاوت باشد.
اعضا و جوارح پای کامپیوتر!
صاحب خانه مجتمع مسکونی ساعتهاست که پشت میز کارش نشسته و دارد با کامپیوتر کار میکند. اعضای مجتمع نسبت به این وضعیت ناراضیاند اما کاری هم نمیتوانند بکنند چون صاحبخانه به چنین کاری اعتیاد پیدا کرده. ضمنا مغز هم به واسطه تمرکز بیش از حد روی کامپیوتر، هنگ کرده…
ستون فقرات: آهای مغز دستور اتمام کار را بده… با این حالتی که صاحب خانه جلوی کامپیوتر نشسته اگر زودتر بلند نشود دیسک کمرم دردسر ساز میشود.
مغز: الان دستور scan disk را میکنم، ببینم وضعیت دیسک کمر چگونه است.
ستون فقرات: آخ! داری چه کار میکنی؟
مغز: اسکن تکمیل شد. دستور دادم تا دیسک کمر Format شود!
زبان: صدای چی بود؟
بنازم دولت و آن ادعایش
بنازم دولت و آن ادعایش
هدفمند کردن یارانه هایش
***
بنازم مجلس و تصویب طرحش
که آخر هم شد او تسلیم طرحش
***
بنازم من بر این جراحی سخت
که خواهد مرد بیمارش بر این تخت
***